الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
701
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
غَضَضْتُ السّقاء : محتواى ظرف آب را كم كردم . غَضّ : هر چيز تازهاى كه مدّتش و درنگش طولانى نبوده . غضب : الغَضَب : هيجان و جوشش خون قلب براى انتقام ، پيامبر عليه السّلام فرموده : « اتّقوا الغضب فانّه جمرة توقد فى قلب ابن آدم الم تروا الى انتفاخ اوداجه و حمرة عينيه » . ( از عصبانيت و خشم دورى كنيد زيرا خشم اخگرى است كه در قلب فرزند آدم افروخته مىشود ، آيا تند شدن و برآمدگى رگهاى گردن و سرخ شدن چشمانش را نديدهاى و ندانستهاى ) . در آيات : ( فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ - 90 / بقره ) ( وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي - 81 / طه ) ( غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ - 6 / فتح ) ( غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ - 7 / فاتحه ) در مورد اين آيه گفته شده آنها يهودند . غَضْبَة : مثل ضجرة - است يعنى اندوه و ملالت . غَضُوب : بسيار خشمگين ، مار و شتر بىقرار و هيجان زده هم با واژه غضوب - وصف مىشود . فلان غَضَبَة : او تند خو و زود خشم است . گفته شده اگر بگويند - غَضِبْتُ لفلان : وقتى است كه از كسى كه زنده است خشمگين باشى ولى عبارت - غَضِبْتُ به : وقتى است كه او مرده باشد . غطش : در آيه : ( أَغْطَشَ لَيْلَها - 29 / نازعات ) شبش را ظلمانى و تاريك كرد و اصلش از أَغْطَش - است يعنى كسى كه در چشم و بينائيش ضعف است و از اين معنى است عبارت : فلاة غَطْشَى : بيابانى كه در آن براى راهنمايى و عبور راه مستقيم و درستى نيست .